شادى نفيسى
79
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مسلمان نيز براى مفاهمهء مشترك و رفع افتراى كاستى بر اسلام ناب در زمينههاى اجتماعى و مبارزاتى ، از برخى از اين واژهها استفاده كردند . گروه سوسياليستهاى خداپرست ، امت ، مجاهدين خلق و فرقان ، كه در عين تمايل قلبى به مكاتب سوسياليستى ، به ويژه در مراحل اوليه ، لواى اسلام را براى پيشبرد اهداف خود مناسب قلمداد مىكردند ، نمونههاى بارز تأثيرپذيرى سازمان يافتهء اين جريان هستند . دكتر شريعتى « 1 » از جمله كسانى است كه از ديدگاههاى اين گروه بسيار بهره مىبرد . نگرش او در تحليلى كه از داستان هابيل و قابيل و حسين وارث آدم ارائه مىدهد ، به روشنى نمايان است . « 2 » مؤلف كتاب انديشهء سياسى در اسلام معاصر دربارهء او مىنويسد : هر قدر انسان بخواهد دربارهء مشروعيت اين نوع التقاطىگرى خاموش بماند و قضاوت نكند ولى بايد گفت : چيزى كه مسلّم است اين است كه آميزهء نيرومند شريعتى از آرمانها و عدالت اجتماعى ديالكتيكى و اسلامى بيشتر از هر نوع ديگرى از آموزش دهى دينى موفق بوده است كه اسلام را در ايران معاصر ، تنها ايدئولوژى مبارزه براى انبوه عظيمى از جوانان مبارزه بگرداند كه در غير اين صورت ، جذب آموزههاى دنيوى دست چپى مىشدند . « 3 » سيد قطب انديشور برجستهاى است كه تأثير اين ادبيات را در حساسيتها و نوشتههاى او ، كه براى رفع شبهات ايجاد شده تدوين شدهاند ، مىتوان رديابى كرد . كتابهاى العدالة الاجتماعيه فى الاسلام و معالم فى الطريق او به اين بحث مربوط است . او بر ويژگىهاى اسلام كه به سوسياليسم شباهت دارد ، تأكيد مىورزد ، ولى آن را وجه يگانگى اين دو مكتب تلقى نمىكند . « 4 » كتابهاى اقتصاد ما از شهيد محمد باقر صدر ، اقتصاد در اسلام از امام موسى صدر ، اشتراكية الاسلام از مصطفى سباعى « 5 » ، « 6 » و الديموقراطية فى الاسلام از
--> ( 1 ) . حميد عنايت ، انديشه سياسى در اسلام معاصر ، ص 268 . ( 2 ) . همان ، ص 271 و 272 ؛ رسول جعفريان ، مرورى بر زمينههاى فكرى التقاط جديد در ايران ، ص 72 . ( 3 ) . حميد عنايت ، انديشه سياسى در اسلام معاصر ، ص 274 . ( 4 ) . حميد عنايت ، اسلام و سوسياليسم در مصر و سه گفتار ديگر ، ص 50 ؛ و همو ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 261 - 264 . ( 5 ) . براى توضيحات بيشتر دربارهء اين كتاب ، ر . ك : همو ، اسلام و سوسياليسم در مصر و سه گفتار ديگر ، ص 36 - 44 . ( 6 ) . عبد المجيد عبد السلام المحتسب ، اتجاهات التفسير فى العصر الحديث ، ص 226 - 243 .